بـــــــازم زنــــ ــ ـــدگــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــی
بازم نفــــ ــ ـس می کشم
بازم این قلـــــــــب لعنتی داره کار می کنه
بازم آدمــ ــــا دارن منو می بینــــــ ــن
بازم نـــــــــ ــــــــــــ ــــگاه
بازم عــــ ـــذاب ...بازم عذاب یه عشــــ ــــق
بازم تـــ ــــاوان بازم تاوان عـــــــ ـــــــاشق بودن
بازم نــــــــــــ ـــــــــــاله ناله انتظار
بازم هـــــــ ــــــــــــ ــــــــــجران
بازم زجـــــــ ـــــــــه و بازم اشـــــــ ـــــــــک
بازم تنــــــــــ ـــــــــــــهایـــــــــــ ــــــــی
بازم صــــــــــــ ـــــــــــدای خودت
فریـــــــــ ــــاد بازم آه
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهام است
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود
..............
در خواست از خدا شجاعت است
اگر برآورده شود رحمت است
اگر بر آورده نشود حکمت است
امام علی (ع)
درد دل خواهم گفت...بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....بي هيچ سخني .
در آغوشت خواهم گريست...بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد...
بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد.
اونی که میگفت منو میخواد واسه همیشه رفتـــــــــــــــــــــه
واسه همیشه رفته قاب عکسش اینو میگـــــــــــــــــــه
میگه بی تو دلم یه روز خوش نمیبینـــــــــــــــــــــــه
داره قافیه ها ثانیه هارو میکشه عقـــــــــــــــــــــــــــــب
یاد روزایی ک مونده فقط یه خاطــــــــــــــــــــــــــــــــره ازش
همون روزایی که دلم با تو همیشه خوش بـــــــــــــــــــــــود
باهام غریب شدیو دلم غریبه کش بـــــــــــــــــــــــــــــــود
انگار خواب بودم عشق تورو درک نکـــــــــــــــــــردم
اصلا مغرور شدم هیچوقت سعی نکـــــــــــــــــــــــــــــــــردم
تورو بفهمم حالا دیگه فایده نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداره
شدم پاییزی که تو حسرت مرگ بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهاره
آنقدر باورت دارم که اگر بگویی
باران!
خیس میشوم از نم صدایت
بارانی به وسعت مهربانی
برای باتو بودن از تو سرودن
نسیم خیالم با بوی نم بارون امیخته می گردد
خوش بحال سبزه ها که عیدی خود را زودتر از موعد می گیرند
وشقایقان چه دلشادند که شبنم را فقط از ان خود می دانند.
هر قطر ای که از باران می چکد نشان دهنده ان ست که خدا هست
هنوز امیدی برای با تو بودن است
وقتی صدای بارون می پیچه تو وجودم
لبریز از تو میشوم
خالی تر از هم غمی هم راز باد می شوم
می شم خود بارون تو عمق اسمونها
ارامشی دو چندان وجودم را می گیره
قطره قطره وجودم اب می شه مث خود بارون
می شم همصدای اب
می زنم شرشر بر این دشت بی پروا
دلخوشم به اینکه من تورو دارم
یا علی موسی الرضا منم خراب وویرونت
منم اون عاشق سرگردون اون ناز نگات
یاعلی موسی الرضا منم غریب و بیکسم
تویی که درد منو خوب میدونی
تویی که با مهربونی کسی رو از خودت نمی رونی دلها را شفا می ده
کی مث امام الرضا این همه با کرامته
خوبی هاش تا اوج بی نهایته
کس مث امام الرضا غریبا رو پناه میده
یا علی موسی الرضا ای ضامن اهو۰ تا کی صبوری بکنم
تو دعا کن که اقا این انتظار تموم بشه.
نکنه اقا زاده رو نبینم امیدم نا امید بشه
نکنه گنبد طلاتو وشبنم امیدم نا امید بشه
کی مث امام رضا دلش دریاسه
غم غصه اش مث موج های طوفانیه
ای علی موسی الرضا نکنه منو از خودت دور بکنی
چشمامو خون بکنی قلبمو ویرون بکنی
امام رضا من اون شیدای تو
تو همون ماه دل انگیز شب تار منی
من اون بنده خطا کار خدام
تو بشو ضامن من پیش اون رازق هستی
درد دل خواهم گفت...بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....بي هيچ سخني .
در آغوشت خواهم گريست...بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد...
بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد.
باز مستی سردهید ای عاشقان در خیالم با که میگویم سخن
ای دل مجنون چه می خواهی زمن
لیلی و مجنون فقط افسانه بود اه مجنون این دل دیوانه بود
بعداز این بر او نیم عاشقتبار نیست با این بیستون ها هیچ کار
کاش میدانستم این را بیشتر هر که عشقش بیش دردش بیشتر
همیشه باران وقتی می بارید كه او پر از گریه بود
گریه را دوست نداشت
همیشه هنگامی گریه می آمد كه دلش شكسته بود
دلش را هم دوست نداشت
همیشه زمانی دلش می شكست كه، او را می دید
اما او را دوست داشت
و همیشه از او و دلش و گریه می گذشت
اما از باران نه
تمام مشكل همین جا بود
او باران را دوست نداشت...
ذلت است
كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهام است
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود
..............
در خواست از خدا شجاعت است
اگر برآورده شود رحمت است
اگر بر آورده نشود حکمت است
امام علی (ع)
با تو گل ها همه می خندند ؛
بی تو هر گلی دهانه ی زخمی چرکین است
با تو باران ، پیامبر طراوت و زندگی است ؛
بی تو باران ، هق هق آسمان است
با تو هر بیگانه ای آشناست ؛
بی تو آشنایان ، کینه وران بی رحمند
با تو هر روز ، امروز است ؛
بی تو روزها همه دیروزند
با تو همه خویشان منند ؛
بی تو برادرانم یوسف کشان کنعانند
با تو من می خندم ، می گریم ، می بالم ، می شورم ، می نازم ، می تازم و می مانم ؛
بی تو من ، ماندن را نیز از یاد برده ام
با تو من غم گنجشکان زمستانی را هم می خورم ؛
بی تو مرا با خود نیز کاری نیست
با تو رمز هر رازی گشوده است ؛
بی تو هر کلمه رازی است ، هر قطره دریایی از حیرت و شگفتی و هر لحظه یک تاریخ حسرت
با تو « رفتگان » حسرت خوران ماندگانند ؛
بی تو « من » شرمسار بودن خویش است
تنها با تو می توانم باشم ؛ بی تو هرگز نمی توانم !
لطفا نظر بدهید !!! ![]()