X
تبلیغات
ساحل نشین اشک

ساحل نشین اشک

شاپرک....

شاپرک تنها و خسته باز نشسته لب چشمه
شاپرک بگو کدوم ترانه بغض سنگی من را می شکنه بازم دوباره
می خوام اونو بشکنم
مثل تو دیگه سکوت نکنم
در سکوت اشک چشمانم سرازیر می شود
همه گلها برای تو هر کدوم حرفی زدن
اما تو بازم سکوت کرده ای؟
شاپرکم سخته زهم دل بکنیم
منو تو زنده بخاطر همیم
تو اخرین عابر از این زمستونی
فقط تویی که میتونی تو فصل سرد من طلوع کنی
شاپرکم؟ بگو با کدوم ستاره شب غصه میشکنه بازم دوباره
بگو با کدوم دقیقه وقت خوب با تو بودنه
پس میخواهم باتو بمونم تا اخرین دقیقه هایم....
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 6:0  توسط عرفان  | 

بنام او که روشن است و روشنایی را دوست دارد

نم نم بارون وشبنم گلها از تو جان می گیرند
 
جمال دوست وحسن زیبایی باد در ایینه چشمانت نمایان می شود
 
مونس جانی یا که محبوب دل بیماری؟
 
هر چه هستی ء مهربانی ء باوفایی ء صبوری نازنینم
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 5:56  توسط عرفان  | 

.....بازم

بـــــــازم زنــــ ــ ـــدگــــــــــــــــــــــــ ـــــ ـــــی

بازم نفــــ ــ ـس می کشم

بازم این قلـــــــــب لعنتی داره کار می کنه

بازم آدمــ ــــا دارن منو می بینــــــ ــن

بازم نـــــــــ ــــــــــــ ــــگاه

بازم عــــ ـــذاب ...بازم عذاب یه عشــــ ــــق

بازم تـــ ــــاوان بازم تاوان عـــــــ ـــــــاشق بودن

بازم نــــــــــــ ـــــــــــاله ناله انتظار

بازم هـــــــ ــــــــــــ ــــــــــجران

بازم زجـــــــ ـــــــــه و بازم اشـــــــ ـــــــــک

بازم تنــــــــــ ـــــــــــــهایـــــــــــ ــــــــی

بازم صــــــــــــ ـــــــــــدای خودت

فریـــــــــ ــــاد بازم آه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 2:40  توسط عرفان  | 

کاش......

كاش در دهكده عشق فراواني بود

 

توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

 

كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم

 

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

 

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهام است

 

كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

 

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم

 

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

 

..............

                                         در خواست  از خدا شجاعت است

 

اگر برآورده شود رحمت است

 

                                           اگر بر آورده نشود حکمت است

                

                           امام علی (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 2:38  توسط عرفان  | 

بی آنکه...

عاشقت خواهم ماند....بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ...بي آنكه بگويم .

درد دل خواهم گفت...بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....بي هيچ سخني .

در آغوشت خواهم گريست...بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد...

بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 2:37  توسط عرفان  | 

شاپرک....

شاپرک تنها و خسته باز نشسته لب چشمه
شاپرک بگو کدوم ترانه بغض سنگی من را می شکنه بازم دوباره
می خوام اونو بشکنم
مثل تو دیگه سکوت نکنم
در سکوت اشک چشمانم سرازیر می شود
همه گلها برای تو هر کدوم حرفی زدن
اما تو بازم سکوت کرده ای؟
شاپرکم سخته زهم دل بکنیم
منو تو زنده بخاطر همیم
تو اخرین عابر از این زمستونی
فقط تویی که میتونی تو فصل سرد من طلوع کنی
شاپرکم؟ بگو با کدوم ستاره شب غصه میشکنه بازم دوباره
بگو با کدوم دقیقه وقت خوب با تو بودنه
پس میخواهم باتو بمونم تا اخرین دقیقه هایم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 2:36  توسط عرفان  | 

احسان جان...


آره سر خاک توام خیلی باورش سختـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

اونی که میگفت منو میخواد واسه  همیشه رفتـــــــــــــــــــــه

 

واسه همیشه رفته قاب عکسش اینو میگـــــــــــــــــــه

 

میگه بی تو دلم یه روز خوش نمیبینـــــــــــــــــــــــه

 

داره قافیه ها ثانیه هارو میکشه عقـــــــــــــــــــــــــــــب

 

یاد روزایی ک مونده فقط یه خاطــــــــــــــــــــــــــــــــره ازش

 

همون روزایی که دلم با تو همیشه خوش بـــــــــــــــــــــــود

 

باهام غریب شدیو دلم غریبه کش بـــــــــــــــــــــــــــــــود

 

انگار خواب بودم عشق تورو درک نکـــــــــــــــــــردم

 

اصلا مغرور شدم هیچوقت سعی نکـــــــــــــــــــــــــــــــــردم

 

تورو بفهمم حالا دیگه فایده نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداره

 

شدم پاییزی که تو حسرت مرگ بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 5:35  توسط عرفان  | 

باورت دارم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com آنقدر باورت دارم که اگر بگویی تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com باران! تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com خیس میشوم از نم صدایت تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 4:43  توسط عرفان  | 

فاصله

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى كه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌كشند؟

شاگردان فكرى كردند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این كه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى كه طرف مقابل كنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت كرد؟ چرا هنگامى كه خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر كدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچكدام استاد را راضى نكرد...

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى كه دو نفر از دست یكدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یكدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این كه فاصله را جبران كنند مجبورند كه داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر كنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى كه دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها سر هم داد نمی‌زنند بلكه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌كنند.

چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیك است. فاصله قلب‌هاشان بسیار كم است.

استاد ادامه داد: هنگامى كه عشقشان به یكدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌كنند و عشقشان باز هم به یكدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا كردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یكدیگر نگاه می‌كنند!

این هنگامى است كه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 4:37  توسط عرفان  | 

باران.....

در پشت این شیشه نمناک باران می بارد

بارانی به وسعت مهربانی

برای باتو بودن از تو سرودن

نسیم خیالم با بوی نم بارون امیخته می گردد

خوش بحال سبزه ها که عیدی خود را زودتر از موعد می گیرند

وشقایقان چه دلشادند که شبنم را فقط از ان خود می دانند.

هر قطر ای که از باران می چکد نشان دهنده ان ست که خدا هست

هنوز امیدی برای با تو بودن است

وقتی صدای بارون می پیچه تو وجودم

لبریز از تو میشوم

خالی تر از هم غمی هم راز باد می شوم

می شم خود بارون تو عمق اسمونها

ارامشی دو چندان وجودم را می گیره

قطره قطره وجودم اب می شه مث خود بارون

می شم همصدای اب

می زنم شرشر بر این دشت بی پروا

دلخوشم به اینکه من تورو دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 17:37  توسط عرفان  | 

یا علی موسی الرضا علیه السلام

یا علی موسی الرضا فدای اون ناز نگاهت

یا علی موسی الرضا منم خراب وویرونت

منم اون عاشق سرگردون اون ناز نگات

یاعلی موسی الرضا منم غریب و بیکسم

تویی که درد منو خوب میدونی

تویی که با مهربونی کسی رو از خودت نمی رونی دلها را شفا می ده

کی مث امام الرضا این همه با کرامته

خوبی هاش تا اوج بی نهایته

کس مث امام الرضا غریبا رو پناه میده

یا علی موسی الرضا ای ضامن اهو۰ تا کی صبوری بکنم

تو دعا کن که اقا این انتظار تموم بشه.

نکنه اقا زاده رو نبینم امیدم نا امید بشه

نکنه گنبد طلاتو وشبنم امیدم نا امید بشه

کی مث امام رضا دلش دریاسه

غم غصه اش مث موج های طوفانیه

ای علی موسی الرضا نکنه منو از خودت دور بکنی

چشمامو خون بکنی قلبمو ویرون بکنی

امام رضا من اون شیدای تو

تو همون ماه دل انگیز شب تار منی

من اون بنده خطا کار خدام

تو بشو ضامن من پیش اون رازق هستی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 7:0  توسط عرفان  | 

دوباره شب شد و من بیقرارم-کانکت کن زود بیا در انتظارم

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 20:58  توسط عرفان  | 

بی آنکه...

عاشقت خواهم ماند....بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ...بي آنكه بگويم .

درد دل خواهم گفت...بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....بي هيچ سخني .

در آغوشت خواهم گريست...بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد...

بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد.

  

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 20:55  توسط عرفان  | 

عشق

2s1sne1.gif


باز مستی سردهید ای عاشقان     در خیالم با که میگویم سخن

ای دل مجنون چه می خواهی زمن

لیلی و مجنون فقط افسانه بود      اه مجنون این دل دیوانه بود

بعداز این بر او نیم عاشقتبار     نیست با این بیستون ها هیچ کار

کاش میدانستم این را بیشتر       هر که عشقش بیش دردش بیشتر

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 20:54  توسط عرفان  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 18:16  توسط عرفان  | 

باران

همیشه باران وقتی می بارید كه او پر از گریه بود


    گریه را دوست نداشت


    همیشه هنگامی گریه می آمد كه دلش شكسته بود


    دلش را هم دوست نداشت


    همیشه زمانی دلش می شكست كه، او را می دید 

  
    اما او را دوست داشت 

                                          
    و همیشه از او و دلش و گریه می گذشت


    اما از باران نه


    تمام مشكل همین جا بود


    او باران را دوست نداشت...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 18:13  توسط عرفان  | 

کاش......

 ذلت است

 

كاش در دهكده عشق فراواني بود

 

توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

 

كاش اگر گاه كمي لطف به هم مي كرديم

 

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

 

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهام است

 

كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

 

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم

 

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

 

..............

                                         در خواست  از خدا شجاعت است

 

اگر برآورده شود رحمت است

 

                                           اگر بر آورده نشود حکمت است

                

                           امام علی (ع)


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 3:27  توسط عرفان  | 

ا تو قلب من آرام است ... به توکل نام اعظمت

با تو گل ها همه می خندند ؛

                     بی تو هر گلی دهانه ی زخمی چرکین است

با تو باران ، پیامبر طراوت و زندگی است ؛

                     بی تو باران ، هق هق آسمان است

با تو هر بیگانه ای آشناست ؛

                    بی تو آشنایان ، کینه وران بی رحمند

با تو هر روز ، امروز است ؛

                   بی تو روزها همه دیروزند

با تو همه خویشان منند ؛

                   بی تو برادرانم یوسف کشان کنعانند

با تو من می خندم ، می گریم ، می بالم ، می شورم ، می نازم ، می تازم و می مانم ؛

                 بی تو من ، ماندن را نیز از یاد برده ام

با تو من غم گنجشکان زمستانی را هم می خورم ؛

                 بی تو مرا با خود نیز کاری نیست

با تو رمز هر رازی گشوده است ؛ 

               بی تو هر کلمه رازی است ، هر قطره دریایی از حیرت و شگفتی و هر لحظه یک تاریخ حسرت

با تو « رفتگان » حسرت خوران ماندگانند ؛

               بی تو « من » شرمسار بودن خویش است

تنها با تو می توانم باشم ؛ بی تو هرگز نمی توانم !  

 لطفا نظر بدهید !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 3:24  توسط عرفان  | 

گیتار

گیتار زندگیت را به دست نامردان مده...

که نامردان آهنگ جدایی را خوب می زنند.....!

عکس گیتار Guitars wallpapers

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 3:21  توسط عرفان  | 

چشمهای ِ خیس ... !!


گوشه ی خیابان شاد میزد...

اما با چشمهای ِ خیس ..
می گویند : شاد بنویس ...

نوشته هایت درد دارند!

و من یاد ِ مردی می افتم ،

که با کمانچه اش ،

گوشه ی خیابان شاد میزد...

اما با چشمهای ِ خیس ... !!
. !!
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 3:19  توسط عرفان  |